گنبد سلطانیه، واقع در شهر سلطانیه در استان زنجان، یکی از شاهکارهای معماری اسلامی است که در حد فاصل سالهای 704 تا 712 هجری قمری، به دستور اولجایتو پادشاه مغول، معروف به سلطان محمد خدابنده، و با تولیت و نظارت خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی ساخته شده است. گنبد سلطانیه از نظر حجم، سبک معماری، رابطه فضاها، تناسبات موجود در اجزای مختلف، ایستایی و مقاومت بنا، و زیباییشناسی و تزیینات، نمونهای منحصر به فرد و نقطه تحولی در معماری اسلامی به شمار میآید. در بسیاری از متون تاریخی و سفرنامهها، به عظمت این بنای باشکوه اشاره شده و بسیاری از شرقشناسان و باستانشناسان غربی نیز اهمیت فوقالعاده آن را مورد تأکید قرار دادهاند.

منبع عکس: http://www.panoramio.com/photo/24224208.jpg
در ارتباط با عملکرد و انگیزه ساخت گنبد سلطانیه، دو نظریه ارائه گردیده. نظر نخست مربوط به مورخین و جغرافیدانان متقدم است که این بنا را آرامگاه سلطان محمد خدابنده اولجایتو معرفی نمودهاند. نظریه دوم، اختصاص بنا از طرف اولجایتو به عنوان آرامگاه امام علی (ع) و امام حسین (ع) است. بر اساس این نظریه، اولجایتو پس از گرایش به تشیع تصمیم گرفت بنای باشکوهی ایجاد کند تا قبور ائمه اطهار را به آنجا منتقل کند، ولی به علت ممنوعیت نبش قبر در اسلام، این امر صورت نگرفت. آقای هوشنگ ثبوتی بر اساس بررسیهای باستانشناسی و مطالعه در عناصر معماری بنا، علاوه بر متون تاریخی همزمان با برپایی شهر سلطانیه، که این گنبد را مدفن سلطان اولجایتو معرفی میکند، نظریه اختصاص بنا به ائمه را مردود و آن را آرامگاه سلطنتی میداند.
البته به عقیده آقای هوشنگ ثبوتی، این بنا نخستین آرامگاهی است که هرگز جسد بانی آن به دلایل سیاسی در آن دفن نشده است. زیرا کاوشهای دقیق علمی در سردابه بنا، هیچ گونه آثار و علایمی از وجود قبر در این محل نشان نداده و خاک زیر کف فعلی سردابه بکر بوده. البته دلیل این مسئله این است که ـ بر خلاف نص صریح متون تاریخی ـ نه تنها اولجایتو، بلکه هیچ کدام از پادشاهان ایلخانی مسلمان نشدهاند و همه آنها دارای کیش مغولی «شمنپرستی» بودهاند و تظاهر آنها به اسلام، حرکتی استراتژیک در جهت تقویت حکومت و تحکیم موقعیت خود در جامعه مسلمانان بوده است. اجساد آنها نیز مخفیانه و طبق رسوم و آیین شمنی دفن شده و لذا جسد را با ملزومات زندگی و در قبوری تدارک دیده شده در اماکن کوهستانی دفن نمودهاند که محل قبور ارغون، غازان و ابوسعید بهادر این نظریه را تأیید میکند.
پلان بنا در رقوم همکف و طبقه اول با فضاهای اطراف مرتبط با گنبد، نزدیک به مستطیل، و ادامه مجموعه در طبقه دوم و سوم دارای پلان هشت ضلعی است. این بنا از سه فضای گنبدخانه، تربتخانه و سردابه تشکیل یافته است.
گنبد آرامگاه اولجایتو، با ارتفاع 50/48 متر و قطر دهانه 40/24 متر، بزرگترین گنبد تاریخی در ایران و بزرگترین گنبد آجری در جهان میباشد. این گنبد نخستین گنبد دو جداره در جهان است که نمیتوان نمونهای قدیمیتر از آن در جهان یافت و احتمالاً در ساخت گنبدهایی مانند گنبد کاتدرال سانتا ماریا دلفیوره (کلیسای جامع مریم مقدس) در فلورانس ایتالیا و گنبد تاج محل در آگرای هند، از آن الگوبرداری شده است. ضخامت گنبد 160 سانتیمتر و فضای خالی بین دو پوسته 60 سانتیمتر میباشد. سیستم دو جداره بودن گنبد در ارتباط با مسایل ایستایی قابل بررسی است. به طوری که به لحاظ بالا بودن مقاومت بنا در لنگرهای خمشی و برشی، آن را توخالی نموده و بنا را در مقابل زلزله آسیبناپذیر نموده است.
در فضای گنبدخانه، 8 جرز سنگین با عرض 78/6 متر قرار گرفته است که وزن 1600 تنی گنبد را به شالودهها منتقل میکنند. سطح مقطع هر کدام از این جرزها حداقل 50 متر مربع و بار وارده بر آن 200 تن محاسبه شده است. با توجه به این ارقام، بعضی از محققان جرزهای هشتگانه بنا را تو پر دانستهاند. در حالیکه در سالهای اخیر فضای پر شده گنبد خالی و در داخل جرزها، فضاها و اتاقهای متعددی با عملکردهای مختلف کشف شده است. با استناد به نتایج حاصله از علم استاتیک، چون مقاومت برشی عناصر تو خالی بیشتر از عناصر تو پر است، بنابراین مقاومت این جرزها در مقابل شتاب حاصل از زلزله و فشارهای ناشی از باد افزایش مییابد. همچنین ابعاد جرزها، یعنی عرض 78/6 متر، بر اساس محاسبات استاتیکی انتخاب شده است. در حد فاصل جرزها ایوانهایی در دو طبقه اجرا شده است.
در زوایای اضلاع هشت ضلعی در طبقه سوم (پشت بام) گنبدخانه، هشت مناره تعبیه شده است که که در حال حاضر قسمتهای زیادی از آنها فرو ریخته است. وجود این منارهها، یکی از عناصری است که در حل مسایل استاتیکی نقش فعالی را دارا بوده و به عبارت دیگر، نیروهای فشاری این عناصر، نیروهای رانشی گنبد را خنثی کرده و آنها را به جرز و پی منتقل نمودهاند.
دومین فضای آرامگاه اولجایتو، فضای تربتخانه است که به شکل مستطیل با طول ضلع 60/17 متر و عرض 8/7 متر و با ارتفاع 16 متر، محراب مجموعه را در جرز جنوبی در خود جای داده است.
سردابه سومین فضای آرامگاه است که ورودی آن در ایوان جنوبی تربتخانه قرار دارد. در وسط آن محل قبر و در طرفین آن دو فضای کوچک جهت استقرار نگهبانان جلوگیری از ورود ارواح خبیثه تعبیه شده. با بررسی ترکیب فضایی سردابه و ارتباط آن با کل مجموعه و قابل مقایسه نبودن آن با سایر بناهای آرامگاهی میتوان چنین نتیجه گرفت که این آرامگاه بر اساس بینش مغولی به ویژه آیین شمنپرستی ساخته شده است.
از نکات قابل توجهی که در ساخت این بنای تاریخی مشاهده میشود، نشست بسیار اندک آن در طول سالیان دراز است. این بنای 1600 تنی در 700 سال گذشته تنها 2 تا 8 سانتیمتر نشست داشته است. در حالی که ضخامت پی بنا فقط نیم متر است و تنها در قسمت شمالی بنا به 5/1 متر میرسد. البته ناچیز بودن پیها بنا به مقاومت بالای زمین محل ساخت گنبد مربوط میشود که نشاندهنده آگاهی و توجه سازندگان بنا نسبت به این مسئله است.
گنبد سلطانیه از نظر تزیینات، بسیار غنی بوده و در آن تزیینات مختلف گچبری، کاشیکاری، کتیبهنویسی، تزیینات رنگ و نقاشی، تزیینات سنگی و چوبی، در نهایت دقت و زیبایی اجرا شده است. تزیینات گچبری در سقف ایوانهای 24 گانه طبقه دوم بنا، از زیباترین نمونههای گچبری در بناهای اسلامی به شمار میآید. در این آرامگاه، برای نخستین بار در تاریخ معماری اسلامی، در سطح پیچیده و مفصل از هنر کاشیکاری استفاده شده است. البته تزیینات در این بنا دو لایه بوده و درباره این پدیده فرضیات گوناگونی ارائه شده است.
در رابطه با کاربرد بنا به عنوان ساعت آفتابی باید گفت که نوری که از سوراخ اصلی گنبد میتابد، نشاندهنده زمان ظهر، نوری که از پنجرههای بزرگ میتابد نشاندهنده ساعت و نور پنجرههای کوچک نشاندهنده حدود دقیقه است. البته تاکنون به کاربرد زمانسنجی این بنا توجه کافی نشده و لازم است پژوهش و بررسی دقیقتری در این رابطه صورت گیرد.
گنبد و شهر سلطانیه در سال 2005 میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.
پاورقی: مهمترین منابع مورد استفاده در این نوشتار، تألیفات آقای هوشنگ ثبوتی، به ویژه: معماری گنبد سلطانیه در گذرگاه هنر (مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی پازینه، تهران، 1380) و بناهای آرامگاهی استان زنجان (انتشارات زنگان، زنجان، 1377) میباشد.