تبليغاتX
شگفتی های معماری

شگفتی های معماری

آشنایی با ویژگی های آثار برجسته معماری در ایران و جهان

معبد بارابودور، بزرگ ترین معبد بودایی در جهان

 

نمایی از معبد بارابودور در اندونزیمعبد «بارابودور» واقع در جنگل های جزیره ی جاوه در اندونزی کنونی، بزرگ ترین معبد بودایی در جهان به شمار می آید. این معبد بین سال های ۷۵۰ تا ۸۵۰ میلادی ساخته شده است. اما بعدها در اثر زلزله­ای ویران گردید و برای قرن­ها از نظر پنهان ماند. تا اینکه در سال ۱۸۱۴ میلادی بار دیگر باستان­شناسان آن را یافته طی سالیان بعد به همان صورت اولیه بازسازی کردند.

پلان معبد بارابودوراین معبد سازه ای هرمی شکل است که بر روی سکویی با قاعده ی مربع به ابعاد ۱۲۳ * ۱۲۳ متر قرار گرفته است. بر روی این سکو، پنج طبقه از ایوان­های مربع شکل ساخته شده که هرچه بنا بالاتر می­رود این ایوان­ها کوچک­تر می­شود. سه طبقه ی ایوان دایره­ای شکل، بالاترین قسمت بنا را تشکیل می­دهد که در بلندترین نقطه ی آن، زیارتگاهی گنبدی شکل وجود دارد که مناره­ای در رأس آن وجود دارد و آن را شبیه به یک زنگ نشان می­دهد . این سازه در فرهنگ بودایی اصطلاحاً استوپا نامیده می شود. ارتفاع بلندترین نقطه ی معبد از سطح زمین مجاور آن، ۳۵ متر می باشد.

در اطراف گنبد اصلی و بر روی ایوان­های دایره­ای شکل نیز ۷۲ استوپای کوچک­تر سنگی ساخته شده است که در داخل هر یک از آنها یک مجسمه­ی بودا قرار دارد. این گنبدها در عین اینکه وظیفه محافظت از مجسمه­ها را بر عهده دارند، سوراخ­هایی بر بدنه­های خود دارند که از داخل آنها می­توان مجسمه­ها را مشاهده نمود.

استوپاهای معبد بارابودوررفتن به بالاترین قسمت معبد، شبیه بالا رفتن از کوه است و برای رفتن به رأس بنا باید از پله­ها و راهروهای مارپیچی گذشت که بر روی دیوارهای آن هزاران نقش برجسته و کنده­کاری­های فوق­العاده زیبا حجاری شده است. این تصاویر داستان­هایی از زندگی بودا و یا افسانه­های قدیمی مردم جاوه را روایت می­کنند. معبد اصلی در رأس بنا به گونه­ای ساخته شده است که مشاهده آن از پایین ناممکن است و رسیدن به قله­ی آن، نشانه راهی است که انسان در طی زندگی، برای رسیدن به رشد معنویت و اندیشه طی می­کند. 

معبد بارابودور در سال ۱۹۹۱ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 20:15  توسط احمد  | 

درباره ی بناهای تقویمی و نجومی در ایران

بر اساس تحقيقات نجوم­شناسان و باستان­شناسان در چند دهه اخير، مشخص شده است که تعدادی از بناهای باستانی برجسته در کشورهای مختلف جهان، کاربرد تقويمی داشته و به منظور گاه­سنجی مورد استفاده قرار می­گرفتند، بدين صورت که در اين بناها سازوکاری انديشيده و ساخته شده است که به واسطه آن بتوان زمان رسيدن خورشيد به برخی از مواضع سالانه و زمان انقلاب زمستانی و انقلاب تابستانی را با دقت تماشا و در نتيجه تقويم را استخراج کرد.

البته اين بدين معنی نيست که لزوماً تمامی اين بناها کاربرد صرفاً تقويمی داشته­اند، بلکه تعدادی از آنها بناهايی مقدس بوده و جنبه دينی داشته­اند. از مشهورترين اين بناها می­توان به بنای سنگی عظيم «استون هنج» (Stonehenge) و بنای وودهنج (Woodhenge) در انگليس، آرامگاه باستانی نيوگرنج (Newgrange) در جمهوری ايرلند، هرم El Castillo و رصدخانه El Caracol در شهر باستانی «چيچن ايتزا» (Chichen Itza) در مکزيک، سازه «اينتيهواتانا» (Intihuatana) در شهر باستانی ماچوپيچو (Machu Picchu) در پرو، دروازه خورشيد در شهر باستانی تياهواناکو (Tiahuanaco) در بوليوی، و بالاخره قبله مقدس ما مسلمانان يعنی «کعبه» اشاره کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:50  توسط احمد  | 

سازه های آبی شوشتر، مجموعه ی آبی منحصر به فرد

در تیر ماه 1388، در سي و سومين نشست كميته­ی ميراث جهاني سازمان يونسكو در شهر سويل اسپانيا، مجموعه­ی سازه­های آبي شوشتر شامل 13 اثر اصلي و 5 زير مجموعه به عنوان دهمين اثر ایران در فهرست میراث جهاني به ثبت رسید. آثار و بناهای دیگر ایران که پیش از این در این فهرست به ثبت رسیده بود (به ترتیب تاریخ ثبت) عبارتند از: چغازنبیل، میدان امام اصفهان، تخت جمشید، تخت سلیمان، شهر تاریخی بم، پاسارگاد، سلطانیه، بیستون، دیرها و کلیساهای مقدس ارامنه در شمال آذربایجان.

سازه­های آبی شوشتر شامل آثاری از دوره­ی هخامنشی تا ساسانی است که شامل بند میزان (عامل دو شاخه شدن کارون)، برج کلاه فرنگی، كانال گرگر، پل بند گرگر، محوطه­ی آسیاب­ها (آبشارها)، پل بند برج عیار و پل بند خدا آفرین (ماهی بازان) بر شاخه­ی گرگر و قلعه سلاسل، نهر داریون، پل بند شادروان، بندخاک، پل بند لشکر و بند شرابدار بر شاخه­ی شطیط و داریون مي­باشد و از بي­نظيرترين و كهن­ترين مجموعه­هاي آبي تاريخي جهان به شمار می­آید.(1)

مهندسين دوره­ی ساسانی در ساختن اين سازه­ها از آب به عنوان محرک آسياب­های صنعتی بهره گرفته­اند. به گفته­ی کارشناسان جهانی، روشي که مهندسين ايرانی برای ساختن اين سازه­ها به کار برده­اند نادر و استثنايي است. اين سازه­ها آب رودخانه­ی کارون را بين تمامی نقاط شهر شوشتر و شهرهای اطراف تقسيم و پخش می­کرده­اند.

در این مجموعه­ی بزرگ، ساختمان آسیاب­ها، آبشارها، كانال­ها و تونل­های عظیم هدایت آب وجود دارد و در عين حال محل­هايي برای استراحت و تفريح مردم وجود داشته که هنوز آثاری از آنها باقی مانده و مشخص است. مادام ژان دیولافوا، باستان­شناس نامدار فرانسوی، در سفرنامه­ی مشهور خود، از این محوطه به عنوان بزرگ­ترین مجموعه­ی صنعتی پیش از انقلاب صنعتی یاد کرده است.(2)

در ادامه نظرتان را به تحقیقی علمی در رابطه با سازه­های آبی شوشتر جلب می­نمایم:(3)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 11:32  توسط احمد  | 

گنبد سلطانیه و محاسبات دقیق معماری آن

گنبد سلطانیه، واقع در شهر سلطانیه در استان زنجان، یکی از شاهکارهای معماری اسلامی است که در حد فاصل سال­های 704 تا 712 هجری قمری، به دستور اولجایتو پادشاه مغول، معروف به سلطان محمد خدابنده، و با تولیت و نظارت خواجه رشیدالدین فضل­الله همدانی ساخته شده است. گنبد سلطانیه از نظر حجم، سبک معماری، رابطه فضاها، تناسبات موجود در اجزای مختلف، ایستایی و مقاومت بنا، و زیبایی­شناسی و تزیینات، نمونه­ای منحصر به فرد و نقطه تحولی در معماری اسلامی به شمار می­آید. در بسیاری از متون تاریخی و سفرنامه­ها، به عظمت این بنای باشکوه اشاره شده و بسیاری از شرق­شناسان و باستان­شناسان غربی نیز اهمیت فوق­العاده آن را مورد تأکید قرار داده­اند.

منبع عکس: http://www.panoramio.com/photo/24224208.jpg

در ارتباط با عملکرد و انگیزه ساخت گنبد سلطانیه، دو نظریه ارائه گردیده. نظر نخست مربوط به مورخین و جغرافی­دانان متقدم است که این بنا را آرامگاه سلطان محمد خدابنده اولجایتو معرفی نموده­اند. نظریه دوم، اختصاص بنا از طرف اولجایتو به عنوان آرامگاه امام علی (ع) و امام حسین (ع) است. بر اساس این نظریه، اولجایتو پس از گرایش به تشیع تصمیم گرفت بنای باشکوهی ایجاد کند تا قبور ائمه اطهار را به آنجا منتقل کند، ولی به علت ممنوعیت نبش قبر در اسلام، این امر صورت نگرفت. آقای هوشنگ ثبوتی بر اساس بررسی­های باستان­شناسی و مطالعه در عناصر معماری بنا، علاوه بر متون تاریخی هم­زمان با برپایی شهر سلطانیه، که این گنبد را مدفن سلطان اولجایتو معرفی می­کند، نظریه اختصاص بنا به ائمه را مردود و آن را آرامگاه سلطنتی می­داند.

البته به عقیده آقای هوشنگ ثبوتی، این بنا نخستین آرامگاهی است که هرگز جسد بانی آن به دلایل سیاسی در آن دفن نشده است. زیرا کاوش­های دقیق علمی در سردابه بنا، هیچ گونه آثار و علایمی از وجود قبر در این محل نشان نداده و خاک زیر کف فعلی سردابه بکر بوده. البته دلیل این مسئله این است که ـ بر خلاف نص صریح متون تاریخی ـ نه تنها اولجایتو، بلکه هیچ کدام از پادشاهان ایلخانی مسلمان نشده­اند و همه آنها دارای کیش مغولی «شمن­پرستی» بوده­اند و تظاهر آنها به اسلام، حرکتی استراتژیک در جهت تقویت حکومت و تحکیم موقعیت خود در جامعه مسلمانان بوده است. اجساد آنها نیز مخفیانه و طبق رسوم و آیین شمنی دفن شده و لذا جسد را با ملزومات زندگی و در قبوری تدارک دیده شده در اماکن کوهستانی دفن نموده­اند که محل قبور ارغون، غازان و ابوسعید بهادر این نظریه را تأیید می­کند.

پلان بنا در رقوم هم­کف و طبقه اول با فضاهای اطراف مرتبط با گنبد، نزدیک به مستطیل، و ادامه مجموعه در طبقه دوم و سوم دارای پلان هشت ضلعی است. این بنا از سه فضای گنبدخانه، تربت­خانه و سردابه تشکیل یافته است.

گنبد آرامگاه اولجایتو، با ارتفاع 50/48 متر و قطر دهانه 40/24 متر، بزرگ­ترین گنبد تاریخی در ایران و بزرگ­ترین گنبد آجری در جهان می­باشد. این گنبد نخستین گنبد دو جداره در جهان است که نمی­توان نمونه­ای قدیمی­تر از آن در جهان یافت و احتمالاً در ساخت گنبدهایی مانند گنبد کاتدرال سانتا ماریا دلفیوره (کلیسای جامع مریم مقدس) در فلورانس ایتالیا و گنبد تاج محل در آگرای هند، از آن الگوبرداری شده است. ضخامت گنبد 160 سانتی­متر و فضای خالی بین دو پوسته 60 سانتی­متر می­باشد. سیستم دو جداره بودن گنبد در ارتباط با مسایل ایستایی قابل بررسی است. به طوری که به لحاظ بالا بودن مقاومت بنا در لنگرهای خمشی و برشی، آن را توخالی نموده و بنا را در مقابل زلزله آسیب­ناپذیر نموده است.

در فضای گنبدخانه، 8 جرز سنگین با عرض 78/6 متر قرار گرفته است که وزن 1600 تنی گنبد را به شالوده­ها منتقل می­کنند. سطح مقطع هر کدام از این جرزها حداقل 50 متر مربع و بار وارده بر آن 200 تن محاسبه شده است. با توجه به این ارقام، بعضی از محققان جرزهای هشت­گانه بنا را تو پر دانسته­اند. در حالیکه در سال­های اخیر فضای پر شده گنبد خالی و در داخل جرزها، فضاها و اتاق­های متعددی با عملکردهای مختلف کشف شده است. با استناد به نتایج حاصله از علم استاتیک، چون مقاومت برشی عناصر تو خالی بیشتر از عناصر تو پر است، بنابراین مقاومت این جرزها در مقابل شتاب حاصل از زلزله و فشارهای ناشی از باد افزایش می­یابد. همچنین ابعاد جرزها، یعنی عرض 78/6 متر، بر اساس محاسبات استاتیکی انتخاب شده است. در حد فاصل جرزها ایوان­هایی در دو طبقه اجرا شده است.

در زوایای اضلاع هشت ضلعی در طبقه سوم (پشت بام) گنبدخانه، هشت مناره تعبیه شده است که که در حال حاضر قسمت­های زیادی از آنها فرو ریخته است. وجود این مناره­ها، یکی از عناصری است که در حل مسایل استاتیکی نقش فعالی را دارا بوده و به عبارت دیگر، نیروهای فشاری این عناصر، نیروهای رانشی گنبد را خنثی کرده و آنها را به جرز و پی منتقل نموده­اند.

دومین فضای آرامگاه اولجایتو، فضای تربت­خانه است که به شکل مستطیل با طول ضلع 60/17 متر و عرض 8/7 متر و با ارتفاع 16 متر، محراب مجموعه را در جرز جنوبی در خود جای داده است.

سردابه سومین فضای آرامگاه است که ورودی آن در ایوان جنوبی تربت­خانه قرار دارد. در وسط آن محل قبر و در طرفین آن دو فضای کوچک جهت استقرار نگهبانان جلوگیری از ورود ارواح خبیثه تعبیه شده. با بررسی ترکیب فضایی سردابه و ارتباط آن با کل مجموعه و قابل مقایسه نبودن آن با سایر بناهای آرامگاهی می­توان چنین نتیجه گرفت که این آرامگاه بر اساس بینش مغولی به ویژه آیین شمن­پرستی ساخته شده است.

از نکات قابل توجهی که در ساخت این بنای تاریخی مشاهده می­شود، نشست بسیار اندک آن در طول سالیان دراز است. این بنای 1600 تنی در 700 سال گذشته تنها 2 تا 8 سانتی­متر نشست داشته است. در حالی که ضخامت پی بنا فقط نیم متر است و تنها در قسمت شمالی بنا به 5/1 متر می­رسد. البته ناچیز بودن پی­ها بنا به مقاومت بالای زمین محل ساخت گنبد مربوط می­شود که نشان­دهنده آگاهی و توجه سازندگان بنا نسبت به این مسئله است.

گنبد سلطانیه از نظر تزیینات، بسیار غنی بوده و در آن تزیینات مختلف گچ­بری، کاشی­کاری، کتیبه­نویسی، تزیینات رنگ و نقاشی، تزیینات سنگی و چوبی، در نهایت دقت و زیبایی اجرا شده است. تزیینات گچ­بری در سقف ایوان­های 24 گانه طبقه دوم بنا، از زیباترین نمونه­های گچ­بری در بناهای اسلامی به شمار می­آید. در این آرامگاه، برای نخستین بار در تاریخ معماری اسلامی، در سطح پیچیده و مفصل از هنر کاشی­کاری استفاده شده است. البته تزیینات در این بنا دو لایه بوده و درباره این پدیده فرضیات گوناگونی ارائه شده است.

در رابطه با کاربرد بنا به عنوان ساعت آفتابی باید گفت که نوری که از سوراخ اصلی گنبد می­تابد، نشان­دهنده زمان ظهر، نوری که از پنجره­های بزرگ می­تابد نشان­دهنده ساعت و نور پنجره­های کوچک نشان­دهنده حدود دقیقه است. البته تاکنون به کاربرد زمان­سنجی این بنا توجه کافی نشده و لازم است پژوهش و بررسی دقیق­تری در این رابطه صورت گیرد.

گنبد و شهر سلطانیه در سال 2005 میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

پاورقی: مهم­ترین منابع مورد استفاده در این نوشتار، تألیفات آقای هوشنگ ثبوتی، به ویژه: معماری گنبد سلطانیه در گذرگاه هنر (مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی پازینه، تهران، 1380) و بناهای آرامگاهی استان زنجان (انتشارات زنگان، زنجان، 1377) می­باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 10:48  توسط احمد  | 

برج طغرل شهرری، ساعت عظیم آفتابی

برج طغرل، یکی دیگر از برج­های تاریخی باشکوه سرزمین ایران است که در مشرق گورستان ابن بابویه، در شهرری واقع شده است. برخی از پژوهشگران معاصر این برج را آرامگاه طغرل (متوفای 455 هـ)، مؤسس سلسله پادشاهان سلجوقی دانسته­اند که بنا به گفته مورخین در شهرری دفن شده است. البته در حال حاضر در این برج کتیبه­ای وجود ندارد که تاریخ دقیق بنای آن را نشان دهد، با این حال، همان گونه که پژوهشگر فقید آقای سید محمدتقی مصطفوی نیز به آن اشاره کرده است، گرچه این برج به طغرل منسوب شده است، ولی ساختمان آن به آثار قرن هفتم هجری شباهت دارد(1) که دو نمونه مشابه آن، یکی «برج علاءالدوله» ورامین، بر اساس کتیبه گرداگرد آن، در سال 688 هجری بنا شده است، و نمونه دوم یعنی «برج کاشانه» بسطام شاهرود، تاریخ 723 هجری در کتیبه آن به چشم می­خورد.

برج طغرل، برج مدور آجری و خشتی به ارتفاع 20 متر است که نمای خارجی آن مضرّس و دارای 24 ترک است. فضای داخلی آن نیز استوانه­ای ساده به قطر 4/12 و محیط 93/39 متر است. احتمالاً گنبدی مخروطی بر فراز بنا بوده است که امروزه نشانه­ای از آن دیده نمی­شود و در حال حاضر این برج فاقد سقف و پوشش است. قسمت­های فوقانی این برج که تخریب شده بود، در سال 1301 هجری، در سی و ششمین سال سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، به همت میرزا علی­اصغر خان اتابک و توسط حاجی ابوالحسن معمار باشی مورد تعمیر قرار گرفته است که به این بازسازی، در کتیبه­ای سنگی بر سردر بنا، اشاره شده است.

در شمال و جنوب برج دو سردر با طرح رازی ایجاد شده و تقریباً تا ارتفاع 4 متری برج دیوارها توپر است. ولی دیوارهای بالای ارتفاع چهار متر به صورت توخالی طراحی شده و در وسط آن پلکانی وجود دارد. وجود سردرها و قوس­های رازی که فشار فوق­العاده­ای را تحمل می­کند، و توخالی بودن دیوارهای فوقانی، و همچنین جنس خشت به کار رفته که از زاج و خاک و سفیده تخم مرغ است، باعث افزایش استحکام بنا گردیده است. قدمت برج و پابرجا بودن آن در طی این مدت زمان طولانی که از ساخت آن می‌گذرد، با توجه به وقوع زلزله‌های شدید در این منطقه نشان از پی مستحكم و عمیق این بنا دارد. پی سازنده این برج، در كف آن در كناره‌های دیوارها كانالهای گذر هوا را تعبیه كرده‌ كه این كانالها مانع از رطوبت دیوارها و از بین بردن خرابیهای ناشی از آن می‌شود.(2)

از ویژگی­های جالب و منحصر به فرد این برج، کاربرد آن به عنوان یک ساعت آفتابی عظیم است. بدین صورت که ترک­های دور تا دور برج به گونه‌ای طراحی شده كه با طلوع آفتاب در سمت شرق بنا، كم‌كم یكی از كنگره‌ها روشن می‌شود و آفتاب به درون آن می‌تابد. با گذشت نیم ساعت از طلوع خورشید، نصف كنگره روشن می‌شود و با گذشت یک ساعت از طلوع خورشيد، یک کنگره به طور كامل روشن می‌شود. به همین ترتیب با گذشت دو ساعت دو كنگره و با گذشت سه ساعت سه كنگره روشن می­شود، تا اینکه لحظه‌اي فرا می­رسد كه خورشيد روي نصف النهار منطقه و در بيشترين ارتفاع خود از افق قرار می­گیرد. در اين هنگام خورشید دقیقاً در بالای سر در جنوبی برج قرار می‌گیرد، زیرا درب­های برج كاملاً شمالی جنوبی بوده و روی نصف­النهار واقع است. در اين هنگام سایه تیغه‌ای كه بالای سردر ورودی است دقیقاً در بالای تبری ضربی گونه سردر قرار گرفته و حكایت از لحظه اذان ظهر می‌كند و در زمستان كه ارتفاع خورشید پایین‌تر است، در لحظه ظهر خورشید از درب جنوبی به میان برج می‌تابد. با زوال خورشید پس از لحظه ظهر و میل آن به سمت غرب، ترک­های سمت غرب بنا شروع به روشن شدن می‌كند. با گذشت نیم‌ ساعت از ظهر، نيیمی از ترک از سمت غرب روشن می‌شود. با گذشت یک ساعت از ظهر یکی از ترک‌ها و با گذشت دو ساعت دو ترک بنا روشن می‌شود و به همین ترتیب تا خورشید غروب كند. بنابراین از روی كنگره‌های این برج و روشن شدن آن توسط نور خورشید می‌توان مقدار گذشت زمان از لحظه طلوع آفتاب، لحظه ظهر و مقدار گذشت زمان از لحظه ظهر را محاسبه کرد.(3)

پاورقی­ها:

(1) مصطفوی، سید محمدتقی، آثار تاریخی طهران: اماکن متبرکه، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ـ انتشارات گروس، چاپ2، 1375 ش، ص 145.

(2) دانشیار، مهدی، مقاله: «معماری پنهان برج طغرل: برج طغرل شاهكار نجوم و هنر معماری ایران»، بانک مقالات فارسی، http://www.mydocument.ir/main/index.php?article=515.

(3) منبع پیشین.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 10:46  توسط احمد  | 

برج گنبد کاووس، شاهکار مهندسی ايران

برج گنبد کاووس يا ميل گنبد، واقع در شهر گنبد کاووس در استان گلستان ايران، بلندترين برج آجری دنياست که در قرن چهارم هجری / يازدهم ميلادی بنا شده است. اين بنا، طبق کتيبه کوفی آجری گرداگرد آن، در سال 397 هجری قمری برابر با 375 هجری شمسی در زمان سلطنت شمس المعالی قابوس بن وشمگير از پادشاهان آل زيار ساخته شده است. شهر گنبد کاووس کنونی در حوالی شهر جرجان کهن قرار دارد که پايتخت پادشاهان آل زيار بوده است. اين برج از زيباترين و باشکوه ترين بناهای اوايل دوره اسلامی است که علی رغم استفاده بسيار کم از عناصر تزيينی در آن، دارای ساختاری متناسب، موزون، مستحکم و زيباست که نوعی احساس شکوه و زيبايی را به بيننده القا می کند.

اين بنای باشکوه بر روی تپه ای ساخته شده است که نزديک 15 متر از زمين اطراف آن بلندی دارد و ساختمان آن از سه بخش پی، بدنه و گنبد تشکيل شده که روی هم رفته 55 متر ارتفاع دارند. بدين ترتيب، با احتساب ارتفاع تپه، اين برج حدود 70 متر از سطح زمين های اطراف مرتفع تر است که اين موضوع به شکوه و جلال آن افزوده است.

بدنه برج بر روی پايه ای مدور قرار گرفته که تنها نزديک به 2 متر آن بيرون از سطح زمين قرار دارد و حجم وسيعی از آن در دل تپه فرو رفته است. بدنه برج از خارج دارای 10 پره مثلثی شکل است (همانند ستاره ده پر) که به فواصل مساوی از يکديگر قرار دارند و از پای بست بنا شروع و تا زير گنبد ادامه دارند. بدنه بنا سراسر از آجرهای پخته قرمز رنگ ساخته شده که در نهايت پختگی و استحکام هستند و به علت تابش آفتاب در طول قرن ها به رنگ زرد طلايی زيبايی درآمده که خود بر زيبايی بنا افزوده است.

گنبد مخروطی بنا به ارتفاع 18 متر بدون هيچ واسطه ای بر روی بدنه برج قرار گرفته و دارای شيب تند و سطح صاف و صيقلی بوده و بر خلاف اکثر برج ها و گنبدهای آرامگاهی، تک پوش است که اين موارد باعث ماندگاری آن شده است.(1)

شايد کمتر کسی از مردم ايران می دانند که اين برج در يک نظرسنجی بين المللی از سوی شماری از معماران مشهور جهان، به عنوان بهترين اثر مهندسی تاريخ بشر انتخاب شده است. دلايل اين انتخاب جالب است: اين برج که بيش از 50 متر ارتفاع دارد، بيش از هزار سال پيش ساخته شده و در اين مدت 2 بار زلزله های شديدتر از 6 ريشتر را از سر گذرانده، اما همچنان سالم، استوار و پابرجا ايستاده است. برج گنبد فقط از آجر ساخته شده و در آن هيچ خبری از بتون آرمه و اسکلت فلزی و فولاد و ... نيست. در حاليکه نه فرسوده شده و نه زلزله توانسته حتی يک ترک به آن بيندازد. محاسبات مهندس سازنده برج آن قدر دقيق بوده است که برج حتی در شديدترين زلزله هم پس از لرزه ها و تکان های معمول دوباره دقيقاً سر جای خود بر می گردد. همچنين دقت در برآورد مقاومت مصالح آن نيز حتی افزونتر از محاسباتی است که هم اکنون پيچيده ترين دستگاه های محاسبه انجام می دهند.(2)

در رابطه با کاربرد و انگيزه ايجاد اين بنا، با اينکه تاريخ نويسان و محققان ميراث فرهنگی غالباً اين ساختمان را آرامگاه امير قابوس می­دانند، بعضی از تاريخ نگاران نجوم ايران از روی قرائنی پنداشته اند که اين بنا به عنوان رصدخانه ساخته شده است. زيرا در کاوش های اين بنا از باقيمانده جسد اثری يافت نشده است.

در کتاب «ذخيره خوارزمشاهی» نوشته سيد اسماعيل جرجانی درباره منجمی به نام کوشيار گيلانی سخن رفته که در خدمت امير قابوس بوده است. در کتاب «فرهنگ ادبيات فارسی دری» راجع به کوشيار گيلانی نوشته شده است که رصدخانه ای بنا کرده که به نام وی مشهور بوده است، که البته مکان آن مشخص نگرديده است. بدين ترتيب برخی اين احتمال را مطرح کرده اند که برج قابوس همان رصدخانه ای است که به دستور قابوس و بر اساس نقشه و طرح کوشيار گيلانی ساخته شده است.

به عقيده برخی از پژوهشگران نيز، بنای مزبور چه رصدخانه باشد و يا برای مقبره ساخته شده باشد، با توجه به سبک معماری آن که مانند آن در ايران وجود ندارد و همچنان پره های مثلثی آجری که در بدنه آن به کار رفته است، القا کننده مفهوم و معنای اساطيری و رمزی است و نمونه ای است از يک الگوی کلی در معماری که آن را «ستون کيهان» می نامند و رمزی از محور عالم است. به نوشته «ميرچا الياده»، رمز محور کيهان که زمين را به آسمان می پيوندد، تقريباً در همه مکان های قدسی به صور مختلف يافت می شود: برج های هرمی شکل ناقوس دار، ستون های کليساها، مناره های مساجد، و معابد و ابنيه دينی برج مانند و چند طبقه به شکل هرم که حول محوری مرکزی بنا شده و طبقات مختلفشان به سوی آسمان قد می کشند.(3)

پاورقيها:

(1) دايرةالمعارف بناهای تاريخی ايران در دوره اسلامی (2): بناهای آرامگاهی، ص 335.

(2) روزنامه همشهری، شنبه 26 مرداد 1387، شماره 4626، ص 21.

(3) سيد مصطفی مجرد، «تحقيقی در باب ميل گنبد و انگيزه ايجاد آن»، کيهان فرهنگی، آبان 1377، شماره 147، صص 28-29. 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 10:44  توسط احمد  |