سازه های آبی شوشتر، مجموعه ی آبی منحصر به فرد
در تیر ماه 1388، در سي و سومين نشست كميتهی ميراث جهاني سازمان يونسكو در شهر سويل اسپانيا، مجموعهی سازههای آبي شوشتر شامل 13 اثر اصلي و 5 زير مجموعه به عنوان دهمين اثر ایران در فهرست میراث جهاني به ثبت رسید. آثار و بناهای دیگر ایران که پیش از این در این فهرست به ثبت رسیده بود (به ترتیب تاریخ ثبت) عبارتند از: چغازنبیل، میدان امام اصفهان، تخت جمشید، تخت سلیمان، شهر تاریخی بم، پاسارگاد، سلطانیه، بیستون، دیرها و کلیساهای مقدس ارامنه در شمال آذربایجان.
سازههای آبی شوشتر شامل آثاری از دورهی هخامنشی تا ساسانی است که شامل بند میزان (عامل دو شاخه شدن کارون)، برج کلاه فرنگی، كانال گرگر، پل بند گرگر، محوطهی آسیابها (آبشارها)، پل بند برج عیار و پل بند خدا آفرین (ماهی بازان) بر شاخهی گرگر و قلعه سلاسل، نهر داریون، پل بند شادروان، بندخاک، پل بند لشکر و بند شرابدار بر شاخهی شطیط و داریون ميباشد و از بينظيرترين و كهنترين مجموعههاي آبي تاريخي جهان به شمار میآید.(1)
مهندسين دورهی ساسانی در ساختن اين سازهها از آب به عنوان محرک آسيابهای صنعتی بهره گرفتهاند. به گفتهی کارشناسان جهانی، روشي که مهندسين ايرانی برای ساختن اين سازهها به کار بردهاند نادر و استثنايي است. اين سازهها آب رودخانهی کارون را بين تمامی نقاط شهر شوشتر و شهرهای اطراف تقسيم و پخش میکردهاند.
در این مجموعهی بزرگ، ساختمان آسیابها، آبشارها، كانالها و تونلهای عظیم هدایت آب وجود دارد و در عين حال محلهايي برای استراحت و تفريح مردم وجود داشته که هنوز آثاری از آنها باقی مانده و مشخص است. مادام ژان دیولافوا، باستانشناس نامدار فرانسوی، در سفرنامهی مشهور خود، از این محوطه به عنوان بزرگترین مجموعهی صنعتی پیش از انقلاب صنعتی یاد کرده است.(2)
در ادامه نظرتان را به تحقیقی علمی در رابطه با سازههای آبی شوشتر جلب مینمایم:(3)
مجموعهی آبشارها و آسيابها
تحقيق از:
دانشجویان کارشناسی ارشد سازههای آبی علوم تحقیقات تهران
پيشينهی ساخت آسيابها و تونلهاي اين محوطه به دورهی هخامنشي باز ميگردد. ساختمان آسيابهاي موجود در محوطه قبل از سيل سال1342 اكثراً مربوط به دورهی صفوي بوده كه در اثر سيل ويران شده است. پي ساختمان آسيابهاي مزبور مربوط به دورهی ساساني ميباشد كه در دورهی قاجار مرمت و بازسازي شده است.
اين محوطه در جنوب پل بند گرگر و خيابان شريعتي در حد فاصل بين بند گرگر تا بند برج عيار قرار دارد. اختلاف ارتفاع سطح اين محوطه با خيابان شريعتي در حدود 20 متر ميباشد.
راه ورود به اين محوطه از طريق ساباط شيبداري از كنار بقعه سيد محمد ماهرو ميباشد. سطح ساباط مزبور 3 متر از سطح خيابان پایينتر ميباشد. راه ورودي شمالي به محوطهی آسيابها توسط دو دسته پلكان تأمين ميشود. 1- پلكان شرقي كه معروف به پلكان شاهي است. در سال 1332 براي بازديد شاه و افتتاح كارخانهی برق مستوفي ساخته شده است. پلكان دوم كه در حال حاضر ورودي اصلي به شمار ميرود در گذشته محل ورود احشام به اين محوطه بوده است. در كنار اين پلكان ايوان بلندي قرار دارد كه ظاهراً در گذشته براي استراحت آسيابانها ساخته شده. اين ايوان در حال حاضر به عنوان دفاتر كارگاهي مورد استفاده قرار ميگيرد. اين پلكان در انتها به محوطهی غربي آسيابها وارد ميشود.
ساختمانهاي موجود در محوطه به سه قسمت تقسيم ميشود:
محوطهی شرقي: در اين محوطه حدوداً 10 آسياب قرار دارد كه عبارتند از: آسياب دو برادران، داراب خان، حاج مندل، راتق، دهانه شهر. هر كدام از اين آسيابها داراي دو سنگ آسياب است. آب مورد نياز اين آسيابها علاوه بر تونل دهانه شهر از تونل بليتي نيز تأمين ميشود.
محوطهی شمالي: قدمت ساختمانهاي موجود در اين محوطه نسبت به ساير ابنيهی موجود در محوطه كمتر ميباشد. در اين محوطه علاوه بر آسيابهاي خدايي، آسياب رضا گلاب يا پنيري و آسيابهاي رضوان، تأسيسات مربوط به كارخانهی برق مستوفي كه در سال 1332 ساخته شده است، تلمبه خانه كه آب مصرفي شهر را تأمين ميكرده است، در انتهاي ضلع شرقي و ساختمان تأسيسات بهداشتي قرار دارد. آب آسيابهاي اين محوطه از تونل سه كوره، و آب مورد نياز كارخانه برق نيز از تونل دهانه شهر تأمين ميشود.
محوطهی غربي: در اين محوطه 21 آسياب قرار داشته كه آب مورد نياز اين آسيابها از تونل سه كوره تأمين ميشده است. راه ورود به محوطه غربي از طريق پلي موسوم به دوپلون ميباشد. آسيابهاي اين محوطه در دو نوع شيبي و تنورهاي ساخته شدهاند. علاوه بر آسيابها، كارخانهی يخ جولازاده (1334) و يك تلمبهخانهی آب نيز موجود است. در زير پلكان موجود در محوطهی غربي (اين پلكان راه ارتباطي بافت قديم شهر با محوطه غربي بوده است) و بر بام آسياب موسوم به لوعلي ساختماني با پلان مربع و سقف گنبدي شكل به سبك آتشكدهها قراردارد كه به نمازخانه منسوب ميباشد. در انتهاي محوطهی غربي اتاقكهايي صخرهاي موسوم به سيكا قرار دارد كه راه ورود به اين اتاقكها از طريق پلكانهايي كه در صخره تعبيه شدهاند تأمين ميشود.
کاربردهاي محوطهی آسيابها
1- استفاده از نيروي پتانسيل آب براي چرخاندن آسيابها و خرد كردن گندم مورد نياز شهروندان. علاوه بر اين در مكان كارخانه اردهكشي و برنج كوبي قرار داشته است.
2- بالا آوردن آب و هدايت آن به سمت زمينهاي پايين دست شهر و باغهاي اطراف با استفاده از كانالهاي موجود در بند گرگر.
3- اين محوطه داراي كاركرد صنعتي و مركز توليد صنايع دستي بوده است.
4- وجود پل بند گرگر در شمال محوطهی آبشارها راه ارتباطي ميان دزفول و جادهی قديم اهواز بوده است.
5- مهار كنترل حركات و نوسانات حجم آب مورد نياز از طريق ايجاد كانال با دهانهی متفاوت و زدن دريچه در مسير براي آبرساني به شهر و تنظيم آب مورد نياز آسيابها است.
6- وجود بند گرگر و محوطهی عميق آسيابها به عنوان يك ديوارهی تدافعي و نظامي در اطراف شهر قرار داشته و باعث يك نوع سد و مانع در مقابل بيگانگان كه قصد تعرض به شهر را داشته.
7- وجود تونلهاي تهويهی هوا در جوار صخرهاي اين محوطه كه به خانههاي مسكوني اطراف مرتبط بوده و در گرماي طاقت فرساي خوزستان هواي خنك و مطبوع به شبستانهاي خانهها راه پيدا ميكند.
آسيابهاي موجود در محوطه
آسيابهاي موجود در محوطه دو نوع ميباشند:
1- نوع قديميتر كه در حال حاضر بلا استفاده هستند آسيابهاي نوع شيبي ميباشند.
2- آسيابهاي نوع تنورهاي.
در آسياب نوع اول (شيبي) انرژي لازم براي گرداندن چرخهاي آسياب از طريق شيب تأمين ميشود. به اين صورت كه آب توسط كانالهايي به درون يك محوطه كه داراي شيب بسيار تندي ميباشد سرازير ميشود. در قسمت انتهايي شيب پرههاي آسياب قرار دارند كه شدت جريان آب باعث چرخاندن پرههاي آسياب ميشود. در اين نوع آسياب به دليل اينكه دستكها و شفتهاي آن به صورت افقي ميباشد داراي استهلاك زيادي بوده و مقرون به صرفه نيست. در نتيجه آسيابهاي فوق به نوع تنورهاي تبديل شده است.
آسياب تنورهاي: در اين نوع آسيابها آب از كانال با ارتفاع زياد وارد حفرهی مدور ميشود و در انتهاي حفرهی يك تونل به قطر 30 الي 40 سانتيمتر قرار دارد. بعد از خارج شدن آب از حفره با فشار به پروانههاي جون برخورد ميكند و باعث چرخيدن جون ميشود. (اين نوع آسيابها در فصل پر آبي كارآيي چنداني ندارند چون آب بالا آمده و مانع كار ميشود.)
كاربرد آسيابها
كاربرد اين آسيابها علاوه بر توليد آرد و گندم، آسياب كردن زردچوبه، گچ، ارده و قند بوده است. اين كارها تقريباً در تمام آسيابها انجام ميشده است بهجز آسياب كردن قند، كه در آسياب دو برادارن انجام ميشده است . اما در اين آسيابها علاوه بر آسياب كردن عمل خرد كردن موادي مانند گندم (در زبان محلي: درشته) را نيز انجام ميدادهاند براي انجام چنين كاري ميبايست فاصلهی بين دو سنگ آسياب را از هم زياد كرد بدين صورت كه يك ريل وسط دو الوار قرار دارد كه به وسيلهی يك تسمه به بالا كشيده ميشود كه اين تسمه و الوار در نزديكي سنگ آسياب قرار دارد و نيز هنگامي كه آسيابان در حال استراحت ميباشد، براي جلوگيري از چرخيدن دو سنگ بر روي يكديگر اين تسمه را بالا ميكشيدند. شافت كه از الوار به سنگ متحرك متصل است سنگ متحرك را بالا نگه ميدارد.
قسمتهاي تشكيل دهندهی يك آسياب
1- كانال سر آب
2- تنوره يا برج آب
3- سنگهاي آسياب
4- شفت فلزي در اصطلاح محلي (بَوَزن)
5- شفت چوبي يا (مَغْزيو)
6- پَر
7- شَفت فلزي نوك تيز يا بلهيشر
8- گلوله فلزي يا (رُو)
9- سِنرُو
10- سِنِر
1- كانال سرآب: اين كانال جهت انتقال آب از رودخانه يا كانال مادر به تنورهی آسياب انجام وظيفه مينمايد. تعبيه اين كانال در تمام مجموعهی آسياب به صورت آشكار مشاهده ميشود حتي در نوع شيبي طي مشاهدات ميداني و بررسيهايي كه از اين كانالها به عمل آمد، بيانگر استفاده از مصالحي مقاوم از جمله سنگ و ملات ساروج در اطراف و كف كانال ميباشد. لازم به ذكر است كه بعضاً ديده شده كه چندين آسياب از يك كانال سرآب آبگيري مينمايند و در مواقع كم آبي جهت راه اندازي يك آسياب تعدادي از كانالها كه تأمين كنندهی آب آسيابها ميباشند، توسط دريچههاي تنظيم مسدود شده تا آب موجود به يك آسياب هدايت شود و بر عكس در مواقع پر آبي بعد از آبگيري كانالها، آب اضافي توسط سرريزهايي كه در كانال سرآب و كانالهاي ديگر جذب و در راه اندازي آسياب ديگر مصرف مينمايند و بعد از آن توسط كانالهاي زيرگذر آب به رودخانه ميريزد. در اين مجموعه سعي شده از آبي كه در كانال سرآب قرار ميگيرد حداكثر استفاده برده شود.
2- تنوره يا برج آب: محل تخليهی آب كانال سراب ميباشد. اين محل به صورت مخزن مدور شكل داراي ارتفاعات مختلف است. آب جمع شده درون تنوره از سوراخي كه به قطر 30 الي 40 سانتيمتر كه دركف كانال قرار دارد خارج ميشود.
3- سنگهاي آسياب: معدن اين سنگها در استان لرستان ميباشد. جنس اين نوع سنگها از نوع لاشه قوارهاي بسيار متراكم شده است كه با قرار گرفتن در كنار هم تشكيل سنگ آسياب ميدهند. سنگهاي آسياب خود دو قسمت است. سنگ آسياب زيرين و سنگ آسياب روئين، سنگ زيرين هميشه ثابت بوده و سنگ آسياب روئين توسط نيرويي كه آب به آنها انتقال ميدهد به حركت در ميآيد.
4- شفت فلزي در اصطلاح محلي بوزن: اين شفت رابط بين شفت چوبي و تسمهی پروانه و سنگهاي آسياب ميباشد. نيرو توسط اين شفت به سنگها انتقال داده ميشود. قطر اين شفت فلزي 3 الي 4 سانتيمتر و طول آن 40 الي50 سانتيمتر ميباشد.
5- شفت چوبي يا مَغزيو: به عنوان ستون اصلي انتقال نيرو ميباشد كه شفت فلزي و پرها به آن متصل است.
6- پَر
7- شفت فلزي نك تيز يا بلهيشر: جهت اتصال بدنه اصلي شفت چوبي با سنرو انجام وظيفه مينمايند.
8- گلوله فلزي يا رُو: محلي است كه هميشه بلهيشر در آن قرار ميگيرد.
9- سِنرُو: جهت درگير كردن دو عدد سنگ انجام وظيفه ميكند. مثل كلاج ماشين سنرو در قالب بزرگتري به عنوان سنِر قرار دارد.
کانالها و تونلها
قسمت عمدهی فعاليت آسيابها بر عهدهی كانالها و تونلهاي مجموعه بوده كه وظيفهی هدايت آب از پشت بند گرگر به محوطه را دارند تا بدين صورت آب از طريق كانالهاي فرعي به مصرف آسيابها برسد.
در مجموعهی آبشارهاي شوشتر سه تونل بزرگ آببر موجود ميباشد. هر سه تونل، آب نهر گرگر را از پشت بند گرگر به درون محوطهی آبشارها هدايت ميكنند و تعداد زيادي كانال فرعي از اين تونل و كانالها پس از ورود آب به محوطهی آبشارها از آنها منشعب ميشود كه به مصارفي همچون گرداندن چرخ آسيابها و آبياري اراضي پایين دست ميرسند.
تونل بُلِيتي: از آنجايي كه اين تونل از زير محوطهاي به نام بليتي عبور ميكند به تونل بُلِيتي معروف است. كار اين تونل آبرساني به آسيابهاي شرقي محوطهی آبشارها از طريق كانالهاي فرعي و آبياري اراضي پایين دست از طريق نرِها ميباشد. (از نظر لغوی کلمهی نر از نهر گرفته شده و در اصطلاح تونلهای فرعی کوچکی هستند که ابعاد آنها به اندازهی ارتفاع قد و عرض شانههای یک انسان میباشد. نرها که معمولاً از کانالها و تونلها منشعب میشوند برای آبیاری اراضی دوردست و آبرسانی به خانهها بهکار برده میشوند.) ورودي اين تونل در بالاترين ارتفاع از سطح آب رودخانهی گرگر واقع شده است و در نهايت، ورودي آن از دو تونل دهانهی شهر و سه كوره بالاتر ميباشد و اين اختلاف سطح باعث شده تا تونل بليتي به عنوان سرريز دو تونل ديگر عمل كند و فقط در هنگام پرآبي رودخانهی گرگر در اين تونل آب جاري شود. از تونل بليتي تعدادي كانال فرعي منشعب ميشود كه تعدادي از آنها با مشخصات نِير و جهت آبياري اراضي پایين دست و آبرساني به منازل استفاده ميشده، كه در حال حاضر تمامي اين نيرها مسدود و فقط مسير يكي از آنها باز ميباشد. و تعداد ديگري از اين كانالهاي فرعي براي گرداندن چرخ آسيابهاي ضلع شرقي همانند آسياب راتق و حاج مندل استفاده ميشدهاند. بزرگترين خروجي با نام طوف ديدي فقط در سه ماه پربارندگي يعني ماههاي آذر، دي و بهمن جاري ميشود و ديگر خروجيها با نامهاي داراب خان و دو برادران در ساير ماهها كه تونل آب داشته باشد نيز جاري هستند. تونل بليتي داراي 17 هواكش يا «سي سرا» است كه در طي سالهاي اخير بازگشايي شدهاند.
كانال دهانهی شهر: سطح كانال دهانهی شهر از سطح تونل بليتي پایينتر و از كانال سه كوره بالاتر ميباشد. ورودي اين كانال در قسمت شمال شرقي پل بند قرار دارد و به ضلع شرقي محوطه ميرسد و آب تعدادي از آسيابهاي ضلع شرقي همانند دهانهی شهر و حاج مندل را تأمين ميكند و سرريز آن از كانالهاي خروجي حاج مندل و دهانهی شهر سرازير ميشود. اين كانالها تقريباً در تمام سال به دليل سطح نسبتاً پایين دهانهی شهر آب دارند. بهجز روزهايي كه سطح آب خيلي پایين باشد، مسير اين كانال نسبت به تونل بليتي كوتاهتر و عرض آن m4 ميباشد.
كانال سه كوره: در اصطلاح محلي به راههاي ارتباطي كه بين شوادانهاي منازل مختلف وجود داشته و به عنوان عبور و مرور و ايجاد ارتباط زيرزميني در فصل گرما بين همسايهها به كار ميرفته كوره گفته ميشود. يكي از تونلهاي محوطه كه از گوشهی غربي پل بند گرگر شروع ميشود تونل سه كوره است و به دليل اينكه ورودي آن از سه قسمت تشكيل شده به سه كوره معروف شده است. ورودي اين كانال در قسمت شمال غربي پل بند گرگر قرار دارد و اين كانال با عبور از قسمت غربي پل بند به ضلع غربي محوطه ميرسد كه البته در مسير حركت خود در زير پل بند كانالهاي انحرافي دارد كه آب را به قسمت شمالي محوطه هدايت ميكنند، كه اين آب براي به كار انداختن آسيابهاي شمالي استفاده ميشود. به دليل قرار گرفتن ورودي اين كانال در پایين سطح رودخانه، در تمام ماههاي سال در آن آب جاري ميباشد. خروجي اصلي آن به لوفا (يا حجار) معروف ميباشد. (در زبان محلي به آبي كه با شدت حركت كند و توليد موج كند لوف گفته ميشود و لوفا در واقع جمع كلمهی لوف ميباشد.) ساير كانالها كار تأمين آب آسيابهاي ضلع غربي را كه تعداد آنها 20 عدد ميباشد انجام ميدهند. در مسير اين كانال هواكشهاي متعدد وجود داشته كه امروزه بهجز يكي از آنها كه در شوادان خانهی آقاي شرافتمند قرار دارد ساير هواكشها توسط اهالي مسدود شدهاند.
پلهای محوطه
در محوطهی آسيابها دو پل نسبتاً بزرگ قرار دارد كه اولي «پل بند گرگر» ميباشد و پل دوم به نام پل «دو پولون» معروف است كه راه ارتباطي با محوطهی غربي ميباشد.
1-پل دو پولون: داراي 2 دهانهی نسبتاً بزرگ ميباشد كه از سنگ و ملات ساروج ساخته شده است. از زير اين پل آب تونل سه كوره ميگذرد و به رود گرگر ميريزد. قدمت اين پل را همزمان با قدمت آسيابهاي محوطه تخمين زدهاند و از سازههاي آبي هخامنشي است.
2- پل بند گرگر: پل بند گرگر بر فراز رودخانهی گرگر و در شمال محوطهی آسيابها قرار دارد. پيشينهی ساخت اين پل بند را مانند ديگر سازههاي آبي منطقه مربوط به دوران ساساني دانستهاند.
وروديها
وروديها از اجزاي اصلي مجموعه به شمار آمده كه امكان ايجاد دسترسي به مجموعه را ميسر ميساخته، با توجه به سطح پایين مجموعهی آسيابها از زمينهاي اطراف، ايجاد دسترسي فقط به وسيلهی پلكان امكان پذير بوده.
مجموعهی وروديها از سه ورودي اصلي شمالي، غربي و شرقي تشكيل شده است:
1- ورودي غربي (پلكان غربي): مشتمل بر 115 پله است كه راه دسترسي بافت كهن و منازل اطراف با مجموعه است. با استفاده از اين پلكان اهالي منطقه آب شرب مورد نياز خود را به وسيلهی مشك تأمين ميكردهاند. مشخصهی اين پلكان استفاده از عوارض طبيعي زمين ميباشد. بهطوريكه عرض پلكان با توجه به عوارض زمين از 5/1 تا30/2 متر متغير بوده است. همچنين در آن از قطعه سنگهايي با ابعاد متغيركه از جنس ماسه سنگ بوده استفاده شده و ملات به كار رفته در پلكان گل و يا مخلوط گل و آهك ميباشد. به دليل ساخت اين پلكان با زيرسازي نامناسب به تدريج تخريب شده و بدين ترتيب در سال 1378 مرمت اين پلكان آغاز و در نيمهی اول سال 1381 به اتمام رسيد. مصالح به كار رفته در مرمت آن عبارتند از سنگ تراش خورده و ملات ماسه و آهك و درصدي سيمان و همچنين كارهايي همانند بندكشي و زهكشي در زير راه پله اجرا شده است.
2- ورودي شمالي (ورودي اصلي): پلكان اصلي در قسمت شمالي با حالتي شيبدار واقع شده است كه در گذشته محل عبور احشام باربر بوده است. اين پلكانها از زير ساباط ورودي ضابطون ميگذرد. (ضابطون به مأموريني گفته ميشد كه از طرف حاكم شهر در زير اين ساباط ميايستادند و از صاحبان احشام باربر ماليات دريافت ميكردند.) يك شاخه پلكان از قسمت شرقي منشعب ميشود كه به سمت كارخانهی برق هدايت ميشود. «اين پلكان كه در سال 1332 در عرض 48 ساعت براي بازديد اختصاصي شاه از كارخانهی برق ساخته شده است، به پلكان شاهي معروف است.»
3- راه ارتباطي ضلع شرقي به بافت شهر: اين مسير كه به صورت شيب بوده، بيشتر براي رفت و آمد احشام باربر براي حمل و نقل بار به آسيابهاي ضلع شرقي مورد استفاده قرار ميگرفته كه به مرور زمان بر اثر خاكريزيهاي غير مجاز به صورت شيب نامناسب درآمده است. در سالهاي اخير شهرداري اقدام به ساخت يكسري پلههاي سيماني كرده كه در حال حاضر اين پلهها تخريب شدهاند و فقط چند عدد از آنها باقي مانده است.
علاوه بر پلكانهاي نامبرده شده، آثار يك پلكان سيماني در شيب غربي وجود دارد كه گفته ميشود اين پلكان در سالهاي اخير توسط شهرداري ساخته شده است كه به دليل زيرسازي نامناسب تخريب شده است.
ساباط
ساباط، معبرهايي با پوشش طاقدار و تزئينات آجركاري هستند. طبق لغتنامهی دهخدا ساباط عبارت است از: پوشش رهگذر، پوشش بازار، سقف ميان دو ديوار كه زير آن راه بود. همچنين راهي ميان دو خانه كه از آنجا از خانهاي به خانهی ديگر عبور كنند.
در مجموعهی آبشارها از دورانهاي گذشته دو ساباط موجود بوده:
ساباط ورودي معروف به ساباط ضابطون با عرض 5/3-4 متر و طول 7-8 متر. اين ساباط در ابتداي مسير ورودي به مجموعه واقع شده كه ابتداي آن از جلوي امامزاده ماهرو شروع و در نيمهی پلههاي ورودي به پايان ميرسد. ديوارهی اين ساباط، ضابطون نام داشت. مأمور دولت در اين مكان ميايستاد و از افراد و احشامي كه خارج ميشدند ماليات و عوارض دريافت ميكرد. ضابط به معني نماينده است و اين شخص نمايندهی خان و حاكم محل بود.
ساباطي كه در ضلع غربي محوطه و بعد از دوپلون يعني در محدودهی آسيابها قرار داشته كه گفته ميشود اين ساباط داراي يك ورودي (دو خروجي) بوده است. اين ساباط به عنوان استراحتگاه مراجعين به آسيابها استفاده ميشده و همزمان با تخريب آسيابها در سالهاي اخير از بين رفت.
--------------------
جهت اطلاعات بیشتر درباره سازههای آبی شوشتر، میتوانید به وبگاه بناهای آبی تاریخی شوشتر رجوع کنید.
پاورقیها:
(1) وبگاه بناهای آبی تاریخی شوشتر http://www.shushtarchtb.ir/farsi.php?p=news&id=88
(2) سایت شخصی شکوه میرزادگی http://shokoohmirzadegi.com/cultural.heritage/miras-farhangi-6.27.b.htm
(3) منبع پیشین.
